تبليغاتX
....دل درد,سرگيجه,تهوع


....دل درد,سرگيجه,تهوع

درود بر شما

مدت زیادی بود که اینجا نیومده بودم. اصلا حس و حالش نبود. اما با شروع دوباره ی طرح امنیت اخلاقی و مبارزه با بدپوشی یه سوالی اومد تو ذهنم که بد ندیدم مطرحش کنم.

البته من خودم شخصا با دخترا و پسرایی که خودشونوبه شکلای عجیب و غریب در میارن و آدم فکر می کنه جشن بالماسکه اومدن موافق نیستم. اما کلا در مورد حجاب یه سوال دارم.

وقتی می شنویم توفرانسه وجاهای دیگه مثلا یه زن رو بخاطر حجابش آزار دادن یا دخترای باحجاب رو تو مدرسه راه نمی دن کلی داد و بیداد می کنیم که آقا اینحق و حقوق آدمیزاده که دلش می خواد پوشش رو خودش انتخاب کنه و چرا کسی به خودش اجازخ می ده که برای حجاب داشتن یه نفر اون رو اذیت کنه. اما اگه اینواقع حق و حقوق فردی و انسانیه هر شخصیه پس چرا راحت به خودشون اجازه می دن که در مورد حاب نداشتن دیگران نظر بدن؟ کی تا بحال پیغمبر (ص) به مسلمونی توهینکرده؟ یا زورکی  مسلمونش کرده؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 11:32 توسط مرده متحرک| |

با درود

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, پدر عزيز,خسته نباشي. خسته نباشي از اين كه اينقدر به اين دانشگاه رسيدي و اونو قشنگ كردي.

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, پدر عزيز, معذرت مي خوام كه فقط بديا رو مي بينم, ولي به اين خاطره كه  خيلي اذيت شدم.

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, من فارغ اتحصيل شدم.من دارم از اين دانشگاه مي رم. از دانشگاهي كه خيلي قشنگه!!! از دانشگاهي كه تو رئيس اون هستي.

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, پدر عزيز,دارم از اينجا مي رم. از دانشگاهي كه هنوز امتحانا تموم نشده دخترا رو از خوابگاه بيرون مي كنن!

جناب دكتر اكبري,رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان,پدر عزيز, دارم مي رم. از دانشگاهي كه بايد با داد و بيداد و دعوا از سرپرست و مسئولين خوابگاه مهلت بگيريم كه بذارن اول پروژه هامون رو تحويل بديم بعد بريم از خوابگاه.

جناب دكتر اكبري,رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان,پدر عزيز,دارم ميرم از اينجا. از دانشگاهي كه كارگراش به خودشون اجازه مي دن كه به دختر مردم حمله كنن. و دانشگاهي كه حراستش حرف دانشجوها رو چندان جدي نمي گيره.

 جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, پدر عزيز,دارم ميرم از اينجا. از دانشگاهي كه با با چاقو و چيزهاي ديگه به بچه هاي مردم حمله ميشه و وقتي اعتراض مي كنن, اخراج ميشن.

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان,پدر عزيز,  ديروز دو ساعت پشت در دفترت منتظر بوديم تا ببينيمت ولي جلسه اي داشتي كه به قول منشيت تا آخر وقت اداري قرار بود طول بكشه و ما بيشتر از اون وقت نداشتيم كه منتظر بمونيم.

البته امروز ديدمت كه دم تالار بس زيباي فردوسي با برادراي عزيز سپاهي بودي. (البته فرصت پرس و جو نداشتم كه اون همه لباس سبز اونجا چيكار مي كنن كه از دانشجوهات مهم تر بودن).

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان,پدر عزيز,  من دارم ميرم. از دانشگاهي كه استادش به خودش اجازه ميده به دانشجوي دخترش بگه بيا... وگرنه پاس نميشي.و نتونه به كسي اعتماد كنه حتي راهنمايي بخواد! كه بپرسه كي با اين استاد برخورد مي كنه.و شايد واقعا كسي نيست كه به دادش برسه..

از دانشگاهي كه گلهاي بس زيبايي داره ولي تنها فايدش شايد اين بود خارهاش گير مي كرد به پايين چادرم و اونو مثل دلم ريش مي كرد.

از دانشگاهي كه تمام كارمنداش منظرن دانشجوها برن تا از شرشون خلاص بشن!!( اينو چند بار وقتي كاراي فارغ اتحصيليمو انجام مي دادم شنيدم).

از دانشگاهي كه انگار هدفش از دانشگاه بودن عوض شده! كه هر بار كسي از مقامات مسئول مياد اول از همه باغچه ها رو نشونش ميدن و نهايتا تالار جديد امام رضا رو. كه البته كيفيت آموزشي اهميت نداره.

 مي دونم تقصير ماست...شايد ما دانشجو نبوديم و نيستيم ولي اينجا هم دانشگاه نيست!

جناب دكتر اكبري, رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان, پدر عزيز, كه به فكر دين و ايمون بچه هم هستي و دانشگاه اسلامي مي سازي, اين راهش نيست.

 جناب دكتر اكبري,رياست دانشگاه سيستان و بلوچستان,پدر عزيز, دارم ميرم.  وقت رفتن گريه خواهم كرد, چون دلم براي همه ي اون كسايي كه اينجا بودن و خيلي صبور بودن تنگ ميشه. ولي خوشحالم كه دارم ميرم. شايد بگيد بي انصافيه ولي از تك تك اين گلاي قشنگ,اين چمنا و سبزه ها,  اين درختا, اين ساختموناي خوش نما …بيزارم...

 

يه دانشجوي فارغ التحصيل دانشگاه سيستان و بلوچستان

7 تير 1390

بدرود

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 10:18 توسط مرده متحرک| |

سیمون دو بووار (به فرانسوی: Simone De Beauvoir) (۹ ژانویه، ۱۹۰۸-۱۴ آوریل، ۱۹۸۶) با نام اصلی سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود که در ۹ ژانویه، ۱۹۰۸ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد.
بووار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از ۱۹۶۸ شناخته می‌شود. معروف‌ترین اثر وی جنس دوم (عنوان اصلی: Le Deuxième Sexe) نام دارد که در سال ۱۹۴۹ نوشته شده‌است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد. پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد.

سیمون دوبووار در ۱۴ آوریل، ۱۹۸۶درسن ۷۸ سالگی به خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار ژان پل سارتر به خاک سپرده شده‌است.
در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود، چرا دختران از اوان کودکی، نقش‏های فرهنگی معینی را می‏پذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیله‏ی تاریخ و افسانه‏هایی تعریف و محدود شده‏اند که آن‏ها را در جایگاهی پایین‏تر قرار می‏دهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده‌است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آن‏ها می‏توانند با نفی این افسانه‏های فرهنگی، خود را بازتعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنت‏های فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلال‏های زیست‏شناختی، روانشناختی، و ماده‏گرایانه را، برای تبیین دسته‏ای از ویژگی‏های رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی می‏کند.

بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته‌است. به‌عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.

بووار استدلال می‏کند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده‏اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته‏اند. بنابراین مردان کنش‏گرا، و زنان کنش‏پذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوش‏بین بود و عقیده داشت زنان می‏توانند زمینه‏ی آزادی خود را فراهم کنند. آن‏ها می‏توانند افسانه‏های فرهنگی را به چالش بکشند، می‏توانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پایین‏دست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهم‏تر آنکه، آنان می‏توانند رابطه‏ی برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد... دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه‏ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگ‏بار.»

 

منبع : ویکی پدیا

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 13:57 توسط مرده متحرک| |

ساعت 7.10 ايستگاه اتوبوس دانشكده.

7.12

7.14

7.16

رسيدن اتوبوس.

اتوبوس تا كله پر شده...

بچه ها تو رو خدا يه كم بريد عقب تر كه ما هم جا بشيم.

دخترا جابه جا مي شن. دو سه نفر ديگه به روز سوار اتوبوس ميشن.

7.18

7.20

7.25

7.28

اتوبوس بعدي از راه مي رسه...

.

.

.

.

از كلاس مياي بيرون.

دوباره سناريو ي صبح به علاوه ي آفتاب داغ و كمي تغيير در ساعت ها

.

.

.

سايت ادبيات..

سالن پايين بزرگ و خالي بدون هيچ كامپيوتر و توضيحي با هواي مطبوع روحتو نوازش مي كنه.

مي ري بالا.

يهو هواي گرفته و دم كرده بهت مي خوره.

يه صداهاي از فن ها به گوش مي رسه ولي دقت كني فقط دوتاش روشنه.

.

.

.

آقا تهويه ها رو روشن نمي كنيد؟

خرابن....

.

.

.

مي ري سلف .

از در به زور وارد مي شي.

( توضيحات: به علت ازدحام و بسته بودن لنگه ي دوم در بسته هست و يه قفل!!!! هم روش زدن )

دو صف خيلي طولاني. هواي دم كرده مخلوط با بوي خوش!!! غذا.

آقا مي شه بي حمت اون درو هم باز كنيد كه هم هوا بياد داخل هم بچه بتونن راحت رفت و آمد كنن؟

.

.

.

باز هم كلاس

.

.

دوباره سلف

ازدحام.

درب بسته.

صف.

.

.

 ميري اتاق.

يه كم كاراتو انجام ميدي .

هوا بهتر شده.

مي ري بيرون تو محوطه.

اي واي ساعت ده و نيم شد الان درب خوابگاه بسته مي شه.

(توضيحات : قرار بود وقتي تفكيك جنسيتي اعمال شد رو خوابگاه ها دخترا آزادي بيشتري داشته باشن)

.

.

.

 خواب.

صبح روز بعد. ايستگاه اتوبوس.....

نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 13:15 توسط مرده متحرک| |

در کشوری که هنر برگزیده اش شعر است و شاعرانش شهره آفاق، جشنواره حکومتی شعر در غیاب اکثر شاعران شناخته شده و تنها با حضور تعدای شاعر دست چین شده از سوی دولت، بیش از حد بی رونق و خالی از حس و حال نشان می داد. اما پنجمین جشنواره شعر فجر که از آن با عنوان "بین المللی" یاد می شد و وزارت ارشاد مدعی است از 17 کشور شاعرانی در آن شرکت کرده بودند، هرچه که نداشت، حداقل این را داشت که نشان دهد احمدی نژاد هم شاعر است. او در مراسم پایانی این جشنواره از ارزشهای شعر سخن گفت و خواند:
ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم
وندر شرار فتنه آخر سیاوشیم
در انتظار رویت آن مهر آخرین
در مجمر سپیده، سپندی بر آتشیم

شاید بخاطر شاعر شدن احمدی نژاد بود که علی معلم دامغانی رئیس فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی که هر ایرادی داشته باشد، نمی توان گفت شاعر بدی است، تصمیم گرفت از کسوت شاعری بیرون بیاید و از مقام شاعری استعفا دهد. معلم که یکی از سخنرانان مراسم اختتامیه بود، چنین گفت: "شاید شاعری در روزی و روزگاری نوعی کِهانت بوده و شاعران سخنانی می‌گفتند که به وقت خود زیاده‌گویی و پرگویی می‌نموده اما تاریخ نشان داده که بسیاری از رویاهای آنها محقق شده است. من وعده خدا را با توجه به مردی و مردانگی شجاعان این سرزمین و حکمت رهبر فرزانه انقلاب کاملاً دستیافتنی و محقق شدنی می‌دانم و احمدی‌نژاد را بزرگ مردی که دیگران او را فخر خود می‌دانند. این در حالی است که متاسفانه در این سرزمین هنوز یک قلم دفاع جانانه‌ای از ریاست محترم جمهور آنچنانکه بایسته ایشان است، صورت نداده است."
علی معلم دامغانی پس از قرائت دو قطعه از شعرهایش، گفت: "سالیان درازی است که بنده حقیر در سلسله اهل شعر خدمت می‌کنم اما امروز سرزمین ما پر از شاعران جوانی است که فرصت برایشان مهیا شده است و به این ترتیب به عنوان شاعر از محضر همه شما خداحافظی می‌کنم ولی در زمینه‌های دیگر تا وقتی که نقشی هست، در خدمت شما هستم"!

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 19:59 توسط مرده متحرک| |

ای بابا

دیگه حالی نمونده...

به خدا شرمندم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 19:15 توسط مرده متحرک| |

هر دم از این باغ بری می رسد

تازه تر از تازه تری می رسد

به به !

نمردیم و چشممون به دانشگاه پولی هم روشن شد!

تصویب پذیرش دانشجو با پرداخت هزینه و بدون شرط کنکور در قانون برنامه پنجم توسعه که از طرف دولت و مجلس مورد تایید قرار گرفت.

بسیار هم خوب!

دلایل دولت برای پولی کردن دانشگاه ها:

دانشگاه پولی برای افراد کم درآمد!

عالیست! دیگه چی؟؟!!!

 

دیگه اینکه سطح علمی دانشجوییان و دانشگاه ها بالاتر میره!!

(این یکی از نطق های خودمه!)

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 11:23 توسط مرده متحرک| |

صدا و سیما هر از گاهی یه سری شاهکار!!! پخش می کنه که دل ما خوش میشه.

یکی از اونا مصاحبه ی دکتر توکلی بود.

که بهترین جملش این بود:

آزادی بیان هست؛ باید آزادی پس از بیان هم باشد

تابناک:

دکتر احمد توکلی، رییس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی که پنجشنبه شب در شبکه دوم سیما حاضر شده بود، درباره سختی‌های نقد و جایگاه بد منتقد در کشور گفت: بالاخره آزادی بیان هست؛ اما باید آزادی پس از بیان هم باشد و این گونه منتقدان مورد هجوم قرار نگیرند.

به گزارش «تابناک»، توکلی که در برنامه زنده «جهان سیاست» حاضر شده بود، در نخستین پرسش مجری که پرسید، برخی می گویند شما از جمله خواصی هستید که در فتنه پس از انتخابات سکوت کردید، گفت: شما و یا دوستانتان روزنامه نمی‌خوانید؟ من در همان زمان، سه نامه برای آقایان کروبی و خاتمی و یک نامه هم برای میرحسین موسوی نوشتم و حرف‌هایم را بسیار صریح عنوان کردم. کم لطفی برخی دوستان است که این گونه سخن می‌گویند.

وی در پاسخ به پرسش مراد عنادی ـ مجری برنامه ـ که گفت برخی می‌گویند شما کمی دیر وارد میدان شدید، اظهار داشت: از شما که کارشناس سیاسی هستید، توقع بیشتری است که با مطالعه و آگاهی در برنامه حاضر شوید. من خودم رسانه‌ای دارم و وظیفه‌ام را انجام دادم.


بنا بر این گزارش، مجری برنامه که در اینجا خواست پرسش دیگری بپرسد، با واکنش توکلی روبه رو شد که گفت: حرف مرا قطع نکنید و اجازه بدهید حرفم تمام شود؛ در اتفاقات سال گذشته، برخی گروه‌های مذهبی خوب و خوش ریشه ما تند عمل کردند و به تعبیری در سقوط برخی سیاسیون ایشان را هل دادند. من تعبیری داشتم که می‌گفتم فلانی به سرنوشت فلانی دچار می‌شود و دیگری هم به سرنوشت یکی دیگر... اما برخی دوستان با تندروی‌هایشان به این پروسه سرعت بخشیدند.


توکلی ادامه داد: به برخی دوستان یادآوری می کردم که این تیترهایی که انتخاب می‌کنید، بر این مبنا زیاد خوب نیست، شما دارید بدتر آدم‌ها را هل می‌دهید؛ می‌گفتند حق با شماست، درستش می‌کنیم اما درست نکردند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 18:17 توسط مرده متحرک| |

 من زندگي را دوست دارم ولي
از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبانها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زنها مي ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولي ز آئينه مي ترسم!
سلام رادوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم
پس هستم
اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!
نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 21:16 توسط مرده متحرک| |

با سلام

ببخشید مدتی نبودم

وبلاگم دوچار مشکل شده بود. مجبور شدم

با حذف کردن مطلب اتدر احوالات دانشگاه موضوع رو حل کنم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ولی لینکش هست هنوز.

انشالا باز هم هستیم.

سبز و پیروز

 

راستی ترم جدید مبارک

پسرا رو هم که انداختیم بیرون از ادبیات 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 13:12 توسط مرده متحرک| |

آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟

آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟

ـ آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟

ـ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند

ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . *

ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد

ـ آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد **

ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید *

*
ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد *

ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 12:21 توسط مرده متحرک| |

نویسنده ی این داستان رو نمیدونم ولی با اجازه من توی بلاگم میذارم که دیگران هم استفاده کنن.

 

این داستان کوتاه اجازه چاپ نگرفت تا اینکه نویسنده ملزم شد هرکجا واژه ی سبز به کار رفته به رنگ زرد تغییر دهد!!!
شاگرد راننده اتوبوس مرتب داد میزد : زردوار ، زردوار … بدو حرکت کردیم … زردوار جا نمونی
زردعلی نفس زنان خودش را به اتوبوس رساند ، نوجوانی زرده رو که هنوز پشت لبش زرد نشده بود ، یک کیسه گوجه زرد را به زور با خود حمل میکرد ، بعد از اینکه کیسه ی گوجه زرد را در صندوق بغل اتوبوس گذاشت نفسی کشید و سوار شد .
حق داشت نفس نفس بزند ، طفلکی از زرده میدان تا ترمینال با آن بار سنگین گوجه زرد پیاده آمده بود .
زردعلی چند ماهی میشد که از زردوار آمده بود تهران برای کار ، او در یک مغازه ی زردی فروشی شاگرد شده بود ،

تمام روز با میوه جات و زردیجات سر و کار داشت و گاهی به سفارش مشتری زردی هم پاک میکرد ، آخر وقتها هم فلفل زردهای درشت را به سفارش کبابی محل جدا میکرد. حالا در موسم زرد بهار با اشتیاق فراوان قصد برگشت به روستای سرزردشان را داشت.

دلش برای خوردن زردی پلو کنار خانواده پر میزد ، در این بهار کاملا زرد با آن زرده زاران بکر و دست نخورده ، دویدن روی تپه های سرزرد ، غلطیدن روی زرده ها دیوانه اش کرده بود
هنوز شاگرد راننده فریاد میکرد : زردوار بدو که حرکت کردیم زردوار بدو……..

راننده اتوبوس داشت برای همکارش تعریف میکرد که چطور مامور راهنمایی رانندگی بر سر عبور از چراغ زرد که زرد نبود بلکه زرد بود او را متوقف و طلب رشوه کرده بود
زردعلی بیقرار حرکت کردن اتوبوس بود ، از سر بی حوصلگی تزئینات جلوی اتوبوس را از نظر میگذرانید ، خرمهره های آویزان از آینه – دسته گلها و زرده های روی داشبورد پرچم زرد و سفید و قرمز ایران – شعری که قاب شده به ستون وسط چسبیده بود (من چه زردم امروز) و
کنار زردعلی سیدی با شال و کلاه زرد نشسته بود ، بیتابی او را که دید با لهجه ی زردواری گفت : چیه فرزندم؟

دلت شاد و سرت زرد باد ، چرا اینقدر نگرانی؟ زردعلی با ناراحتی جواب داد : اینجوری که معلومه نصف شب میرسیم زردوار ، سید کلاه زردش را روی سر جابجا کرد و ادامه داد :

بالاخره میرسیم حالا یک کم دیر بشه چه اشکالی داره ؟ بعد یک مشت چاغاله ی زرد ریخت تو مشت زردعلی و گفت : برگ زردیست تحفه ی درویش ..

تقریبا همه به تاخیر در حرکت اتوبوس اعتراض داشتند جز دختری که در صندلی سمت چپ زردعلی نشسته بود ، با چشمانی زرد که سرگرم خواندن روزنامه ی کلمه زرد بود .

در همین بین بود که ناگهان یکی از نیروهای ضد شورش جلو اتوبوس زرد شد و با تحکم گفت : این اتوبوس توقیفه ، راننده با دستپاچگی پاسخ داد : چرا ؟ ما که خلافی … ، ولی قبل از آنکه جمله ی راننده تمام شود با باتوم محکم کوبید روی شیشه و فریاد زد: حالا دیگه اتوبوس زرد تو جاده راه میندازی؟

مسافرها از ترس یکی یکی پیاده میشدند ،راننده قصد اعتراض بیشتر به مامور را داشت که پیرمردی او را نصیحت کرد : زبان سرخ سر زرد میدهد بر باد … زردعلی هاج و واج مانده بود
دختر چشم زرد آرام زمزمه میکرد : دستهایم را در باغچه میکارم …. زرد خواهد شد …میدانم … میدانم

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 8:25 توسط مرده متحرک| |

درووووووووووود بر همگی

از این به بعد یه بخش ویژه قراره به پست های بلاگم اضافه بشه

و اون هم بخش جوک های دسته اوله!!!!!

 

برای شروع از لطایف آقای مشایی شروع می کنم.

 

مشایی: تخریب من، تخریب نظام است !

اسفندیار رحیم مشایی، رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور معتقد است که کسانی که وی را «تخریب» می‌کنند، موجب «تخریب دولت و نظام» می‌شوند.

به گزارش «فردا»، مشایی در گفت‌وگو با روزنامه بهار در واکنش به شائبه نامزدی وی در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم می‌گوید که «اگر می گفتند 21 و 22 بهتر بود. ما وقت زیاد داریم.»
در عین حال، وی مطرح شدن چنین مباحثی در آغاز دوره دوم چهارساله ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد را «خطی انحرافی» می‌داند که مشایی در مورد آن می‌گوید «قطعا می خواهند مرا تخریب کنند که البته تخریب من تخریب دولت و نظام است.»

این در حالی است که اولین منتشرکننده شائبه نامزدی ریاست‌جمهوری در انتخابات یازدهم، سایت شخصی وی بود که مطلبی را به نقل از یک سایت دیگر منتشر کرده بود، مشایی را «ژنرال ارشد احمدی نژاد» خوانده بود و یکی از دلایل مخالفت ها با وی را «شانس بالای مشایی برای پیروزی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری» عنوان نموده بود.
مشایی در واکنش به فعالیت برخی وب‌سایت‌ها بعنوان حامیان خود در حالی مدعی می‌شود که «یک‌بار نیز این سایت‌ را ندیده است» که عینا موضع این سایت در قبال منتقدان دولت را تکرار می‌کند.

 

تا لطیفه ی بعدی بدرود

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 11:26 توسط مرده متحرک| |

درود بر همه.

شرمنده اگه دیر شد. در واقع خیلی هم دیر شد. ولی خب به هر حال سال نو این مرسام باشکوه ایرانی مبارک.

همینطور سال خرحمالی . سگ دو زدن مضاعف رو به همه ی شما دوستان تبریک و شاد باش میگم و امیدوارم که جون سالم به در ببرید و کمرتون زیر بار تلاش خم نشه.هر چند پارسال سال اصلاح الگوی مصرف بود و الان باید بخاطر صرفه جویی های پارسال کمی ته جیبتون پر باشه!!!!!!

من متاسفانه در طول نوروز و بعد از اون نتونستم سر ی به بلاگم بزنم و وختی که برگشتم در نهایت تعجب دیدم که وبلاگم گویا دچار خود خونه تکونی شده و تمام پوسته و تنظیمات و همه چیزش تغییر و تحول اساسی پیدا کرده. دارم سعی می کنم به حالت اولش بر گردونم..

منتظر باشید

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 13:27 توسط مرده متحرک| |

نمیدونم این مردک ..... تا کی می خواد به این .... بازی هاش ادامه بده.

من واقعا معذرت می خوام که اینقدر بی ادب شدم ولی الان احساس می کنم که جای ادب نیست

تا اونجا که من میدونم رنگ سبز تو پرچم ما سابقه ی خیلی زیادی داره و بر می گرده به دینمون و اینکه نماد حضرت محمد(ص) و ائمه ی اطهار هست. نه نماد جرس(جنبش راه سبز)!!!!!!!!! البته اگه دشمنیشون با رنگ سبز پرچم به این دلیله.

 

این عکس رو از تابناک گرفتم و چند تا از نظراتی رو که مردم برای این سایت گذاشتن رو کپی می کنم که ببینید چون فکر میکنم از هر حرفی گویا تر باشه.

 

*این رنگ انعکاس نور نیست.اگرانعاس و تابش نور بود تابلو بغلی هم منعکس میشد

*حتما اين دفعه پرينتر رنگ تموم كرده و رنگ جايگزين زده

*چند روز پیش هم در آگهی ایران خودرو در یکی از روزنامه ها قسمت سبز پرچم تیره شده بود! لابد توی دستگاه چاپ روزنامه نور تابیده بود!

*این اولین بار نبوده که این اتفاق روی میده و قطعا آخرین بار هم نخواهد بود . راستی چرا نور رنگ برگ گلها رو تغییر نمیده؟!!!

*این که همه جوره سبز محسوب می شه! شاید شما کوررنگی دارید!

 

*نمی دونم چرا بعد از انتخابات اینقدر انعکاس نور داریم.این نور هم شیطون شده ها.هی منعکس میشه.!!!!!!!!!!!!!!

*واقعا که خیلی مزخرفید. وقتی تیتر خبر را دیدم فکر کردم باز هم آبی شده. این که دیگه سبزه. اگر هم منظورت اون تیرگی بالای پرچمه علتش اینه که این عکسه که از پرچمی که در زیر نور خورشید در معرض جریان باد قرار داشته گرفته شده و اون تیرگی هم سایه می باشد.
یک کم هم که شده وجدان داشته باشید و اینقدر فتنه گر نباشید.

تو پرانتز یه جمله در جواب بگم:  (خوبه اقلا رنگ آبی رو قبول کردی نگفتی آبی هم بخشی از طیف رنگ سبزه! نفر بعدی جواب خوبی داده)

*چرا اين انعكاس نور فقط در قسمت سبز پرچم رخ ميدهد؟

*خوب مگه چیه؟؟؟؟انعکاس نوره دیگه!!!!

*آیا آقای احمدی نژاد هیچ وقت پشت سر خود را نگاه نمیکنند؟

*دارن رنگهای مختلف را تست میکنن ببین کدوم بیشتر بهش میاد...

*من در موردهاي قبلي احساس ميكردم عمدي در كار نيست چون معمولا نازلهاي رنگي دستگاه هاي چاپ بنر ممكن است با مشكل روبرو شود و مثلا رنگ زرد را نزند و در نتيجه سبز متمايل به آبي ديده ميشود . البته در آنموقع هم چون اين مسئله چند بار تكرار شد مشكوك بود ولي در اين مورد ديگه اين عمدي هست و بايد شخص رئيس جمهور راجع به اين مسئله پاسخگو باشند

*چرا این نور قبلا در سالهای گذشته رنگ پرچم را تغییر نمی داد؟

*یکی نیست به اونی که گفته تغییر رنگ پرچم به خاطر انعکاس نور بوده بگه تو فضای سایبرم نور هست ایا؟
پس چرا هدر سایت ایرنا ایرنگی شده؟
ببینید
http://freezpic.com/pics/4aec72a957a4842a1596d5a8a590c9c7.gif

*هیچ یک از کسانی که زیر آن پرچم نشستند هیچ اعتراضی نکردند؟ یعنی برایشان عادی بوده که بخش بزرگی از رنگ سبز پرچم سیاه دیده بشه؟

*انگار بعضیها به سبز فوبیا دارند. سوژه خوبیه برای روانپزشکان

*حتماً باید رهبری یه تشری بیاد که از این کارشون دست بردارند؟

*حساسیت نسبت به رنگ سبز پرچم نشان می دهد که پروژه مصادره رنگ سبز با عنوان سبز علوی ناموفق بوده است. (انتظار انتشار ندارم)

 

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 18:2 توسط مرده متحرک| |

 Photo of i_adore_persia on Netlog

 ترم گذشته بعد از جریان مسموم شدن 300نفر از دختران دانشکده ادبیات از غذای سلف, و تحصن بچه ها در اعتراض به بی توجهی مسئولین به وضعیت سلف سرویس, کمیته انظباتی اقدام به پخش چندین اطلامیه مبنی بر اینکه تمامی تجمعات دانشجویی بدون مجوز جریمه دارد و فلانتون  می کنیم و بهمانتون می کنیم و ..........

ظاهرا در ابتدای ترم جدید قصد داره که از در دوستی با ورودی های جدید در بیاد .به همین مناسبت اقدام به پخش اطلاعیه های طنز!کرده!!!!!!!!!!!

  البته این اطلاعیه که بیشتر جنبه ی نصیحت داره منو یاد بیلبورد های سازمان اطلاعات انداخت که می نویسن: همه ی شما باید جزیی از بدنه ی سازمان اطلاعات باشید. یا یه چیزی شبیه این.

این اطلاعیه ی کمیته هم تنها یه شماره تلفن آخرش کم داشت که آمرین به معروف و ناهیان منکر رو به همکاری دعوت کنه.

    امیدوارم که کمیته باز هم از اطلاعیه ها پخش کنه چون این کاغذها در زندگی دانشجویی اهمیت زیادی دارن. لابد دوستان خوابگاهی از مصارف این اعلامیه ها خبر دارن.

ولی برای آشنایی بیشتر دوستان دیگه هم براتون کمی از این کاغذ ها می نویسم.

در کل اطلاعیه ها و اعلامیه ها یی در سطح دانشگاه پخش می شه مراخل مختلفی رو میگذرونه و به دو دسته تقسیم میشه..

  دسته اول اطلاعیه ها ی همایش ها , تاترها, مراسم های مختلف و ....هست که ما چون قشر با فرهنگ جامعه هستیم صبر می کنیم تا تاریخ مصرف این کاغذ ها بگذره. یعنی از تاریخ تعیین شده در اطلاعیه چن روزی گذشته باشه. اون وخت اقدام به پاک سازی و زیبا کردن دانشگاه از این کاغذ ها می کنیم.

اینکه این کاغذها به چه مصرفی می رسه بعد از معرفی دسته دوم عرض می کنم خدمتتون!

دسته ی دوم اطلاعیه های کمیته انظباتی هستن که معمولا تو سلف سرویس پخش می شن.

موقعی که این کاغذ ها رو ور ی میز می بینیم اول با دقتی که از یک دانشجوی ایرانی بعیده!!! اونو می خونیم و بعد می زنیم زیر خنده(تقصیر من نیست اطلاعیه های کمیته معمولا واسه من یکی کمدی هستن). مرحله دوم کاغذو میزاریم تو جیبمون و می بریم خوابگاه.

  این کاغذها و بقیه اطلاعیه ها تو خوابگا به مصارف مختلفی میرسن از جمله : گذاشتن زیر کتری, قابلمه , ...

البته بعد از اینکه از پشت سفید برگه ها به عنوان چرک نویس استفاده شد.

از این کاغذ ها برای تمیز کردن سطوح مختلف هم میشه استفاده کرد.

 

 اگه شما دوستان عزیز این کاغذ ها رو به مصارف دیگه ای هم میرسونید خوشحال می شم که ما رو هم در جریان بذارین.

 همه ی شما باید جزیی از این وبلاگ باشید!!!!!!!!

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 14:11 توسط مرده متحرک| |

Photo of i_adore_persia on Netlog
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 15:41 توسط مرده متحرک| |

نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 16:39 توسط مرده متحرک| |

 

● خداوندا 100 ملت متمدن آفريدي و
ما را عضو هيچ کدام قرار ندادي تو را شکر مي گوييم که اينگونه
قدر خوشي نداشته را به ما فهماندي.

● خداوندگارا همه ممالک دنيا را به
سمت پيشرفت رهنمون شدي ، ما را عقب گرد فرمودي تو را شکر مي
گوييم که لذت زندگي در تاريخ صدر اسلام و حتي جاهليت قبل از آن
را به ما نمودي .

● خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه
است اگرچه حقوقي نمي گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار
تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر مي گوييم که ما را از نعمت
انرژي اتمي برخوردار خواهي کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري
قرار دادي . فقط خداوندا کاري نکن که ما را از چشم بيرون بياورند
و در زباله دان بيندازند.

● خداوندا اگر چه ما را اجازه
آزادي نفرمودي تو را شکر مي گوييم که طعم تلخ اسارت در کشور
خود را چشاندي که در عاشورا ياد بازماندگان خاندان پيامبر را
عزيزتر بداريم.

● خداوندا تو را شکر مي گوييم که پول و ثروت را
همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور
ساختي و اينگونه عدالت فرمودي.

● خداوندا اگر آزادي نداريم ، اگر هر روز بر سرمان مي کوبند
لا اقل چندين مجلس داريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيک
گفته راي مي دهيم پروردگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نعمت
انجام واجبات اعطا نمودي .

● خداوندگارا تو را شکر مي گوييم که به ما
نجابتي همانند اسبان، وفاداري همچون سگان ، اجماعي همچون
گوسپندان و هوشي همچون ماهيان آموختي و بدين وسيله اشرف
مخلوقات خود کردي .

● گويند اگر کسي در عمر خود جهاد نکند و آرزوي آن نيز
نداشته باشد کفر ورزيده خداوندا تو را شکر مي گوييم که 1000
دشمن برايمان آفريدي و هر روز به تعدادشان مي افزايي طوري که
هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داريم و جز جهاد در راه تو
راهي نداريم .

● خداوندگارا وارثان سنت انيشتين را بر ما مسلط
نمودي که دانشمان بسيار افزودند . پروردگارا به کدامين ملت
اينگونه لطف نمودي که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر
قرار دهي .

● خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر
سر سفره ما نياوردي ولي ما را نعمت کارت هوشمند دادي که اسراف
نکنيم و اينگونه از گناهان برحذر داشتي تو را شکر مي گوييم .

● پروردگارا اگر چه در اين سي سال در کارخانه
ها را يکسره بستي ولي در هزار مسجد گشودي تو را شکر مي گوييم
که معنويت را به ما هديه دادي .

● پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران اين مملکت بنگر اي تو
که هر روز نعمت ديدن روز قيامت را به آنها ارزاني داشتي .

● خدايا همه پا برهنه ايم ولي شادمان منتظر
نيروگاه اتمي مي مانيم تا دردمان دوا نمايد تو را شکر مي
گوييم که دروازه هاي خيال را بر ما گشودي .

● چنان پايه هاي شوکت ما را بلند نمودي که تمام
مملکت فرنگ بر ما شوريدند . خداوندگارا تو را شکر مي گوييم
اما بد نيست کمي تعديل مي داشتي؟

· هر چه بگويم کم است از محبت هاي هر سال تو اما
امسال ما را خواهشيست از درگاهت که بيا و بزرگي کن اين
همه نعمت را در اين مکان متمرکز نکن که شايد از چشم زخم
حسودان ما را گزندي رسد . بيا لطف کن
اين آبادگران را مملکتي ديگر محض عمران بنما  . لذت جهاد را بر
امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قيمي ديگر عطا فرما . پول
نفت مال تو ، ما را قدري ميوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به
امراي فرنگ ببخش از براي ما همان کمي آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر
که مي خواهي شوهر بده براي ما به همان اعتبار پسنده کن .
تمدن 2500 ساله نمي خواهيم مردم ما را کمي فکر هوشمندانه عنايت
فرما . چوپان نخواستيم گوسپندي ما را درمان نما . خداوندا معنويتمان چنان
زياد شده که پاسبانها ي سر گذر قطاع الطريق گشته اند ديگر
معنويت کافيست ما را کمي آزادي عنايت فرما . پروردگارا مي
بيني که هر چه تو نعمت مي دهي ما به نصف قانع شديم لطف بنما
اين نصفه را عنايت کن و لطف از اين فرا تر منما .
نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 16:55 توسط مرده متحرک| |

عبدالمالک ریگی (متولد ۱ ژانویه ۱۹۸۳) رهبر گروهک تروریستی به نام (جندالله) است که با پشتیبانی امریکا ، انگلیس و جریانهایی در درون دولت پاکستان در منطقهٔ سیستان و بلوچستان به مبارزهٔ مسلّحانه با حکومت جمهوری اسلامی ایران مشغول بوده‌است. این گروه از سوی جمهوری اسلامی ایران و دولت پاکستان به عنوان یک «گروه تروریستی» شناخته شده‌است. سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی وی را متهم به «قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و قتل برخی از نظامیان ایرانی، بخصوص سپاه پاسداران» کرده‌است.

بخش فارسی صدای آمریکا در اوایل آوریل ۲۰۰۷ با عبدالمالک ریگی گفت و گو کرد.بینندگان برنامهٔ «میزگردی با شما» که آن شب به وقت ایران به مجریگری بیژن فرهودی روی آنتن رفته بود، در آغاز گفت و گویی با منوچهر گنجی (وزیر اسبق آموزش و پرورش ایران و رهبر کنونی سازمان درفش کاویانی) را شاهد بودند. در اواسط برنامه ارتباط تلفنی با ریگی برقرار شد و فرهودی او را تحت عنوان رهبر جنبش مقاومت مردم ایران (نامی که از چند ماه پیش از آن جندالله خود را با آن می‌خواند) و با لقب دکتر خطاب کرد. این مصاحبه از سوی سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

 اعتراضات گسترده ای نیز از سوی جوامع ایرانی-امریکایی صورت گرفت.

دستگیری ریگی

بامداد سه شنبه، ۴ اسفند ۱۳۸۸، رادیو دولتی ایران به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی گزارش کرد که ماموران این وزارتخانه عبدالمالک ریگی را بازداشت کرده‌اند.

ابهامات در نحوه دستگیری

برخی منابع خبری نزدیک به دولت خبر دستگیری ریگی در شرق کشور را اعلام نمودند. در حالی که مصطفی محمد نجار، وزیر کشور خبر از دستگیری او در خارج از کشور و انتقال او به ایران را داده است. همچنین حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات اعلام نمود که ریگی توسط ماموران وزارت اطلاعات در خارج از کشور مدیریت شده و در داخل کشور دستگیر شده است. برخی خبرها هم حاکی از آن بود که ریگی در حالی که قصد پرواز از قرقیزستان به سمت دوبی را داشته شناسایی شده است. درهمین حال جنگده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از فرودگاه بندر عباس برمی‌خیزد و هواپیما را مجبور به فرود در فرودگاهی می‌کند. گفته می‌شود پدافند هوایی برای ترساندن هواپیما چند بار اقدام به شلیک هوایی نمود

حیدر مصلحی در توضیحات دستگیری ریگی اظهار داشت که این عملیات بدون کمک سرویسهای اطلاعاتی خارجی بوده است.در حالی که شبکه الجزیره به نقل از خبرنگارش در اسلام‌آباد اعلام نمود که ریگی هفته قبل از اعلام بازداشت توسط مقامات پاکستانی بازداشت و تحویل مقامات ایرانی شده بود.گروه جندالله درواکنش به این رخداد، آمریکا ، انگلیس و سازمان های اطلاعاتی منطقه را به همکاری با جمهوری اسلامی برای دستگیری رهبر خود متهم کرد و هشدار داد که حکومت ایران باید منتظر حملاتی باشد که هرگز به فکر و خیالش هم نبوده است

واکنش بین المللی به دستگیری

دولت بریتانیا از دستگیری عبدالمالک ریگی، استقبال کرد و آن را ضربه ای به تروریسم دانست.

IRNON.com

منبع:ویکی پدیا


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 11:54 توسط مرده متحرک| |

پارسانيوز NewsPasra:

صدور رواديد براي شهروندان 8 کشور از جمله ايران براي حضور در هند مشروط به صدور مجوز امنيتي شد.

به گزارش پارسانيوز NewsPasra، صدور رواديد براي شهروندان چين، بنگلادش، پاکستان، عراق، ايران، سودان، سريلانکا و افغانستان و همچنين هر پاکستاني الاصلي که براي شرکت در کنفرانسها، سمينارها، نمايشگاهها و ديگر برنامه هاي بين المللي که در هند برگزار مي شود سخت تر شد.

 

بنا بر اعلام پليس هند، سفارتخانه هاي هند در اين کشورها پيش از صدور رواديد ابتدا بايد مجوز امنيتي از وزارت کشور هند دريافت کنند.

 

وزارت کشور هند 16بهمن (5 فوريه) با صدور دستورالعملي به همه وزارتخانه‌ها و بخش هاي دولت مرکزي و اداره هاي دولتهاي ايالتي خواسته است اين تصميم را در جريان برگزاري همه کنفرانس ها و سمينارها اجرا کنند.

 

برگزارکنندگان اينگونه برنامه ها بايد6 هفته قبل از دعوت هر شخصي از اين 8 کشور، جزئيات مراسمي را که قرار است برگزار کنند به وزارت کشور هند اطلاع دهند.

به گزارش پارسانيوز به نقل از روزنامه انگليسي زبان ايشين ايج، در حالي که رواديد براي شهروندان اين هشت کشور پس از تاييد وزارت کشور هند صادر مي شود اما شهروندان ديگر کشورها با ارائه دعوت نامه براي شرکت در کنفرانس ها و سمينارها به راحتي مي توانند با مراجعه به سفارت هند در کشورهاي محل زندگي خود، رواديد دريافت کنند.

 

نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 13:26 توسط مرده متحرک| |

شب گذشته رخ داد
 
پارسانيوز NewsPasra : سر مهمانداری که خود را اهل یونان معرفی کرد با زبان انگلیسی به جای عذر خواهی به برخورد بسیار شدید و تهدید معترضان پرداخت.

موضوع استفاده از واژه جعلی "خلیج عربی" در یک پرواز ایرانی در حال پیگیری است.

 

به گزارش پارسانيوز NewsPasra، این هواپیما به تازگی به ناوگان شرکت کیش ایر ملحق شده و برنامه های مانیتورهای آن در حال بازبینی است.

 

شب گذشته در پرواز هواپیمای بوئینگ 757 شماره 7081 شرکت هواپیمایی کیش ایر از مقصد تهران به جزیره کیش به دستور "جورج سیانا سر مهماندار خارجی این پرواز" بر روی صفحه مانیتورهای مسافران که موقعیت هواپیما را در طول پرواز نشان می داد، از واژه غیر واقعی دریای عربی به جای معرفی خلیج فارس استفاده شد.
 

 

این اقدام اعتراض مسافران را در پی داشت اما سر مهمانداری که خود را اهل یونان معرفی کرد با زبان انگلیسی به جای عذر خواهی به برخورد بسیار شدید و تهدید معترضان پرداخت.

 

خلبان این پرواز نیز که خارجی بود هیچ گونه واکنشی از خود نشان نداد. مسئولان داخلی این پرواز نیز عکس العملی نداشتند.

 

سخنگوي سازمان هواپيمايي در این باره تصریح کرد : برخورد کادر پروازی این هواپیما با این موضوع و مسافران معترض هم در حال پیگیری است.

نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت 13:25 توسط مرده متحرک| |

بار دیگر رنگ «آبی» جایگزین «سبز» در پرچم ایران شد+عکس

:: این بار هم میشود گمان کرد که اشتباه چاپی است ؟ ::

کلمه : در پی تغییر عجیب رنگ سبز پرچم ایران در مراسم چند روز گذشته تودیع و معارفه  مدیرعامل  ایرنا، امروز نیز پرچم کشورمان در یک برنامه دولتی دیگری به صورت غیرمتعارف به نمایش درآمد ...

در مراسم دیدار اعضای ستاد دهه فجر با محمود احمدی نژاد، بنر نصب شده در دکور برنامه به شکل غیرمتعارفی پرچم کشورمان را به تصویر کشید که رنگ سبز از آن با ظرافت خاصی حذف شده و رنگ آبی آسمان بر آن غلبه کرده بود ...

این حرکت غیرحرفه ای در طراحی که نشان از بی تجربگی طراح دارد، در واقع نوعی توهین به نماد و پرچم کشوری است که بخشی از آن به صورت محو در رنگ آبی آسمان قرار گرفته است ...

این دو اتفاق که پشت سر هم در برنامه هایی که اتفاقا رئیس دولت حاضر در آن شرکت داشته این تصور را ایجاد می کند که گویی قصد دولت حذف رنگ سبز از پرچم ایران است ...

این موضوع در حالی توهین به کشورمان حساب می شود که واکنشی را در بین دولتیان ایجاد نکرد و بدون آنکه این خطا مورد اعتراض قرار گیرد این دو برنامه بدون مشکلی برگزار شد ...

در فصل دوم اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ» معین شده و رنگ سبز نماد آرمان های والای اسلام است! ...

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:43 توسط مرده متحرک| |

ولنتاین را جشن نخواهیم گرفت و به هم تبریک نخواهیم گفت روز عشق را از 25 بهمن (ولنتاين) به 29 بهمن( سپندارمذگان ايرانيان باستان )تغيير خواهيم داد ........29 بهمن روز عشق روز سپندارمذگان شاد باد
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 10:33 توسط مرده متحرک| |

یک هواپیما صبح امروز یکشنبه در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد در موقع فرود آتش گرفت که در این سانحه 46 نفر به بیمارستان منتقل شدند اما تلفات جانی به همراه نداشت.


سانحه هوايي هواپيماي توپولف شركت هواپيمايي تابان در مشهد

سانحه هوايي هواپيماي توپولف شركت هواپيمايي تابان در مشهد


سانحه هوايي هواپيماي توپولف شركت هواپيمايي تابان در مشهد

نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 13:8 توسط مرده متحرک| |


:قالبساز: :بهاربیست: